سفر سرعین آستارا
94-3-10
عزیزکم هفته پیش با خونواده خاله جون آمنه راهی سفر شدیم...واقعا لذت بخش بود و خاطره خوبی شد سفرمون... شما هم در طول سفر عالی بودی و اصلا اذیت مون نکردی خدارو شکر... حسابی 2 قلوهای خاله جون هواتو داشتن و بهت خوش گذشت...عکسای سفرمون.... البته باید بگم که خیلی برای عکس گرفتن ازت اصرار نکردم مخصوصا وقتی می دیدم سرگرم بازی هستی و خوشی منم خیلی بهت سخت نمی گرفتم..
شروع سفر با تماشای طبیعت زیبا..




بیشتر وقت ها مشغول بدو بدو بودی ...



2 بار هم رفتیم استخر...شما با بابایی..1 بار اینجا..

و بار دوم اینجا..

و این هم جلیقه شنای شما که لطف کرده گذاشتین تو استخر دومی..

ویلا دره...جای خیلی با صفایی بود...اولش هوا بارونی بود...نهارمونو که خوردیم بارون هم بند اومد و رفتیم گردش...



هرجا که می رفتیم علی جون هواتو داشت...












شب آخر اقامتمون تو سرعین هم این عکسارو گرفتیم..با اینکه اونجا شباش سرده ولی باصفاست..




حواست رفته به سر و صدای آقاها که مشغول تماشای فوتبال بودن..

مسیر سرعین به آستارا..






این صحنه رو زیاد داریم تو عکسا...پدر و پسر..



خیلی هم مشتاق آب نبودی اولش... بار اولت بود که دریارو دیدی..





پیشنهاد قایق یا به قول تو کشتی سواری رو شما دادی گلم... قبل از سفرمون درخواستشو داده بودی...وقتی می گفتیم داریم میریم دریا میگفتی من سوار کشتی میشم..




تا نزدیکی مرز.....




این 2تا خریدای خودته...شخصا انتخاب کردی..

پسملی ما در هر حال دست از ماشین بازی نمی کشه 



و دست بابایی مهربون درد نکنه که شمارو نگهداشت تا من به همراه خاله جون راحت برم بازار و خرید کنم... بیشتر برای خودم البته 
اینم موقع برگشت که شما حسابی خوابیدی و بعد هوس پارک کردی..


نازنینم سفر بخیر... همیشه شاد باشی الهی.




سفر سرعین آستارا
